مطالعه دانش بومی عشایر در زمینه شناخت گیاهان مرتعی و حفاظت از آنها (مطالعه موردی: عشایر ایل بویراحمد)
کد مقاله : 1196-SNRE-FULL
نویسندگان:
محمد رحیم فروزه *1، غلامعلی حشمتی2، حسین بارانی2
1گرگان. میدان بسیج. پردیس دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی. دانشکده مرتع و آبخیزداری
2دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
چکیده مقاله:
مقدمه: دانشی بومی عشایر شامل مشاهدات زیرکانه و دقیق در مورد گیاهان، حیوانات، آب و هوا، خاک، آفات نباتی و نظام‌های طبقه‌بندی است که کاملاً با شرایط محلی مطابقت دارند. به عقیده پژوهشگران این حوزه، این دانش دقیق و دارای قابلیت پیش‌بینی است؛ زیرا افراد جوامع مذکور با آن زندگی کرده‌اند. اگرچه دانش بومی، بعضی مواقع، با خرافات، عقاید دینی غیر مستند و یا ترس از ناشناخته‌ها آمیخته است، ولی در مجموع از ارزش بالایی برخوردار است. ارزش بالای این دانش در سطح جهان و بهره‌برداری گسترده و گاه یک سویه کشورهای قدرتمند از آن، اهمیت و ضرورت تلاش‌های ملی برای جمع‌آوری آن را بیش از پیش مورد تأکید قرار می‌دهد. گرایش به پژوهش‌های دانش بومی، برخی به دلایل قابلیت‌های نهفته در آنها و برخی به دلیل خصلت‌های خاص این نوع پژوهش‌هاست. زیرا پژوهش‌های دانش بومی امکان جمع‌آوری، حفظ و اشاعه دانش بومی را فراهم می‌سازد؛ روابط پژوهشگران با بهره‌‌برداران و طبیعت پیرامون آنها را تحکیم می‌بخشد؛ امکان آزمون فرضیات موجود درباره بهره‌برداران و دانش آنها را فراهم می‌سازد؛ امکان بررسی راه‌های تلفیق دانش بومی و دانش رسمی را از طریق مشاوره با بومیان فراهم می‌کند و در نهایت اتکای به نفس و خودباوری را در بومیان تقویت می‌نماید.

روش شناسی: در این مطالعه دانش بومی عشایر ایل بویر احمد در استان کهگیلویه و بویر احمد مورد بررسی قرار گرفت. دامداری از فعالیت‌هایی است که عمده درآمد اقتصادی خانوارهای جامعه مورد مطالعه را به خود اختصاص می‌‌داد که مهمترین ویژگی این شیوه از معیشت اتکاء به مراتع طبیعی در چارچوب دامداری سنتی است. جهت کسب اطلاعات در گام نخست دامنه‌ای از روش‌های جمع‌آوری اطلاعات به شیوه ساختارمند همچون پرسش‌نامه‌های طراحی شده، تا روش-های کاملا بدون ساختار همچون دیدار و گفتگوی آزاد بکار گرفته شد. بدین منظور پس از گفتگوی مقدماتی، چارچوب اولیه پرسش‌ها طراحی گردیده و برای شیوه مصاحبه‌های بعدی (ساختارمند، نیمه ساختار یافته و یا بدون ساختار) تصمیم‌گیری شد. در حین انجام مصاحبه‌ها سعی در ایجاد روابطی صمیمانه با اشخاص و گروه‌های مختلف ساکن در منطقه می‌گردید. اداره امور عشایر استان نقش بسزایی در این خصوص داشت چراکه با معرفی محقق به خبرگان هر طایفه اعتماد ایشان به تحقیق و پژوهشی که قرار بود در قالب نوشتن، ضبط صدا، عکس‌ و فیلمبرداری از زوایای مختلف زندگی عشایر و خانواده‌هایشان انجام می‌گردید، جلب می‌شد و همچنین اقامتگاهی برای محقق مهیا می‌گشت تا به عنوان پایگاهی جهت فعالیت‌های شخصی و کاری از آن بهره جوید. هر چند که گام نخستِ آشنایی به شکل مذکور صورت گرفت لیکن در گام‌های بعدی با معرفی محقق از سوی آخرین فرد مصاحبه شونده به سایر اعضای خانواده و بستگان هر طایفه ارتباطی زنجیر وار بین محقق و مصاحبه شوندگان شکل می‌گرفت. در مصاحبه‌ها، پرسش‌ها با محوریت چگونگی بهره‌مندی و همچنین حفاظت از منابع طبیعی مطرح می‌گردید.

یافته‌ها: چنانکه از نتایج این تحقیق برمی‌آید، یکی از مهمترین اطلاعات کاربردی دانش بومی عشایر منطقه، شناخت و معرفی زیستگاه‌های بالفعل و پیش‌بینی زیستگاه بالقوه گیاهان است به طوریکه عشایر به خوبی با توجه به عوامل محیطی موجود نظیر خصوصیات اقلیمی، خاکی، توپوگرافی، میزان رطوبت و گیاهان همراه یک منطقه قادر به پیش‌بینی حضور یا عدم حضور گیاهان می‌باشند. همچنین بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که بومیان گیاهانی که در محل سکونت خود یافت نموده و در طول سالیان متمادی از آنها جهت مصارف مختلف استفاده‌های متنوع نموده‌اند را به گونه‌ای نامگذاری کرده‌اند که تا حد زیادی با خصوصیات مورفولوژیک، نیازهای اکولوژیک، بو، طعم و محل رویشگاه آنها تناسب داشته باشد. به علاوه ساکنان منطقه علی الخصوص سالخوردگان به خوبی برخی از خانواده های گیاهی را شناخته و با آنکه از رده بندی دانش رسمی مطلع نبودند، لیکن برخی از گیاهان را هم خانواده یکدیگر معرفی می‌کردند. از موارد برجسته در دانش چادرنشینان منطقه مورد بررسی، باورهایی بود که پیرامون حفاظت از گیاهان مورد استفاده خود داشتند. بطوریکه به قول سالخوردگان این شیوه از حفاظت باعث گردیده بود که در طول سالیان متمادی بدون هیچ یک از فعالیتهای صلبی و بازدارنده دستگاههای متولی دولتی ایشان را قادر سازد که از گیاهان مورد استفاده در محل زیست ییلاقی خود بهره جویند بدون آنکه رویش این گیاه در سال‌های بعد به مخاطره بیفتد.

نتیجه گیری کلی: با توجه به شیوه های شناخت گیاهان و همچنین زیستگاه آنها، استفاده از این بُعد دانش گیاه‌شناسی جوامع محلی، زمینه تحقیقات پیشرو و آغازگر را جهت دسترسی آسانتر و ارزانتر به پیش‌بینی زیستگاه گونه‌های مطلوب و حفاظت و تقویت این مکان‌ها فراهم می‌آورد چرا که یکی از اولویت‌های مهم در استفاده بهینه از منابع موجود در اکوسیستم‌های مرتعی و اصلاح آنها آگاهی از حضور واقعی گونه‌های گیاهی و پیش بینی حضور پتانسیل آن‌ها در مقیاس-های متفاوت است. همچنین نتایج این بررسی گویای آن است که گیاهشناسی مردمی گیاهشناسی غالبا تجربی و تا اندازه زیادی کاربردی است. آنان بیشتر گیاهان را از یکدیگر باز می‌شناسند و طبقه‌بندی‌های کاربردی خاص خود را دارند. همچنین از خویشاوندی گیاهان نیز تا اندازه زیادی مطلع هستند. چنانکه ایشان قادر به تشخیص برخی از تیره‌های گیاهی در توصیف‌های خود بودند. بطوریکه مردم محلی گیاهانی را که در یک تیره بودند با یکدیگر مقایسه می‌نمودند. نتایج مطالعه پیرامون حفاظت از گیاهان و زیستگاه آنها در این بررسی آشکار ساخت که دانش بومی در پاره‌ای از موارد بر شناخت‌شناسی، فلسفه، الهامات و اصول اخلاقی خاص استوار است که با اصول علمی تفاوت دارد. این دانش گاه با باورهای عرفانی- مذهبی گره خورده است بطوریکه از نظر بومیان حفاظت از منابع طبیعی بیش ازآنکه دارای ریشه‌های فنی باشد، دارای ریشه‌های فلسفی و مذهبی است. لذا توجه به بهره‌برداران و آشنایی با عقاید و ارزش‌های آنها از این منظر بسیار حائز اهمیت است.
کلیدواژه ها:
دانش بومی، شناخت گیاهان،حفاظت از گیاهان، ایل بویر احمد، دیلگان
وضعیت : مقاله پذیرفته شده است